دیدم و لرزیدم ....رفت... من فقط به خودم خندیدم

......................

فریاد دل من

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!

اعتراف کردم عاشقم جرم مرا باور نکردی!

گفتم بدون تو میمیرم لبخند تلخی زدی

از دلتنگی ات اشک ریختم چشم های خیس مرا باور نکردی

چگونه بگویم دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی منم همینطور!!!

چگونه بگویم بی تو این زندگی برایم عذاب است تا تو نیز درک کنی!!!

صدای فریادم را همه شنیدند جز او که باید می شنید

اشک هایم را همه دیدند

اشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا اخر عمر در اینجا گرفتارم

گرفتار عشقی که باور ندارد مرا

فکر می کنید که این عشق همچون عشق های دیگر این زمانه خیالیست و حرف های من بیچاره

دروغین است؟؟

حالا دیگر اموخته ام که کلام دوستت دارم را برزبان نیاورم دیگر اشک نریزم و در درون خود

بسوزم

اگر دلتنگ شدم با تنهایی دردودل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم

اما رفتنم محال است.عشق که امد.دیگر رفتنی نیست.جنون که امد دیگر عقل در زندگی حاکم

نیست

+ نوشته شده در  2 Aug 2012ساعت 6:53 PM  توسط شهره | 

.................................................

برای همیشه

دیشب چشم هایم را برهم گذاشتم و ارزویی در دل کردم

ارزویی هرچند بچگانه

هرچند از روی دل

هر چند می دانم ممکن است به ارزویم نرسم

من تا ارزو و هرجا که درها را باز کنی با تو هستم و خواهم بود

هرگز تو را فراموش نخواهم کرد

حتی اگر فاصله ها باعث دوری دیده ها گردد

همیشه در دلم خواهی ماند

جایی که جای هیچکس جز تو ...

هیچ کسی نمی تواند جای تو را در دلم بگیرد

نگاه معصومت در یاد من همیشه جاودان است

برای همیشه

+ نوشته شده در  2 Aug 2012ساعت 6:52 PM  توسط شهره | 

حرفش را ساده گفت ((من لایق تو نیستم))

نمیدانم خواست لیاقتم را به من یاداوری کند

یا...

خیانت خودش را توجیه....!!!

کاش ما ادم ها هم مثل گربه ها با چند لحظه بو کشیدن میفهمیدیم هر اشغالی ارزش وقت

گذاشتن نداره.

میان منو تو شباهت عجیبی است!!!

من دلشکسته ام

و تو دل شکسته ای

نمیبخشمت اما فراموشت میکنم

همیشه به همین سادگی

از ادم های بی ارزش میگذرم

من که خدا نیستم که بگویم

صدبار اگر توبه شکستی بازایی

رفتی؟؟؟

به سلامت

........................................................

میخوام بنویسم اما نمیشه

دستام توان نوشتن نداره

نمیتونم صدای هق هقم رو بگیرم!

نمیتونم نذارم شونه هام بلرزه

نمیتونم مانع ریختن اشکام شم

نمیتونم خدا .دیگه نمیتونم

خدایا...

کجایی؟؟؟

بیا دیگه بریدم

بیا دیگه کم اوردم جلوی این همه احساس

بیا خدا

بیا بسمه

رد شدم تو امتحانت

منطق خودمو خورد کردم

بسه خدا بسه

تموم کن این امتحان مسخره ات رو

بس کن این بازی عذاب اور رو

میخوای به چی برسی؟؟؟

خدا میخوای به چی برسی؟؟؟

میخوای چی رو ثابت کنی؟؟؟

میخوای چی رو بهم بفهمونی؟؟؟

این راهشه خداااااااااااااااااا

اینکه من بشم مایه ی غم

بشم فرشته ی عذاب

این کجای خدایته؟؟؟

به خودت میگی خدا چرا اینهمه داری باهام بازی میکنی؟؟؟

به خودت میگی خدا منو تو فیلم عذاب اورت کردی نقش اول؟؟؟

من تا حالا کی و چی بودم؟؟؟

بگو خدا چی بودم که حالا شدم این!!!

داری چیکار میکنی با من؟؟؟

میخوای خوردم کنی؟؟؟

بیا

بیا ببین

بیا ببین شکستم

خدا بیا ببین

من باختم بس کن

باشه هر چی تو بگی قبول فقط دیگه تموم کن این بازی رو

تموم کن این عذاب رو

خدایا خستم.

+ نوشته شده در  2 Aug 2012ساعت 6:52 PM  توسط شهره | 

 

وقتی زنی عاشق میشود!!!

دست خودش نیست.

با صدای ارام صحبت میکند

عشوه هایش بیشتر میشود ....

حسادت زنانه میکند چون نمیخواهد حتی کسی...

به عشقش نگاه کند

همیشه میگوید تو مال من هستی.

دوست دارد عشقش از پشت دستانش را دور بدنش حلقه کند

گردنش را ببوسد.

چشمانش خمار میشود

به ارامی گوشه ی لبش را گاز میگیرد

صدایش میلرزد و زیر لب میگوید ((دوستت دارم))

زن میداند که با عشق وجودش کامل تر میشود

و با

بوسه ای عاشقانه به اوج ارامش می رسد

 

+ نوشته شده در  2 Aug 2012ساعت 6:51 PM  توسط شهره | 

چه ساده بودم

چه ساده بودم زمانی که می پنداشتم ترکیدن بادکنک ابی ام در اسمان ناگوار ترین حادثه ی عالم است.

چه ساده بودم زمانی که اب شور دریا را با اب نبات کوچکم شیرین می کردم.

اما اکنون صدای شکستن دلم را با گوش های خودم شنیدم و دانستم که ناگوارترین حادثه ی عالم این است.

هرچه فکر می کنم باور نمی کنم قلب پاکم را به قلبی ریا کار هدیه دادم ان قلبی که با دروغ های زیبایش قلبم را به ضربات شمشیر بی گناه بودن محکوم کرد.

نه باور نمیکنم که .......

تا کی صبر کنم؟؟؟

تا کی نگاهی منتظرانه به سویش داشته باشم؟؟؟

تا کی چشم به روی حقایق ببندم و این جمله را باور نکنم

(((که ما به درد هم نمی خوریم وگرفتن دست او به عنوان یار همیشگی ام امکان پذیر نیست)))

تا کی به این سکوت های شبانه ادامه دهم ؟؟؟

تا کی؟؟؟

+ نوشته شده در  2 Aug 2012ساعت 6:50 PM  توسط شهره | 

این روزها از اعتماد کردن متنفرم

به دلم اجازه نمیدهم دوباره کار دستم دهد

و شعارهای انسانیت را از هر کس میشنود او را باور کند..

نه!

همه درست شبیه به هم اند...

فقط بعضی ها بهتر و باور کردنی تر دروغ میگویند!!

+ نوشته شده در  2 Aug 2012ساعت 6:50 PM  توسط شهره | 

نه میدانم نامش چیست...و نه میدانم چه می کند...

حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم....

رنگ موهایش را نمی دانم....

لبخندش را ...فقط میدانم که باید باشد و نیس

+ نوشته شده در  2 Aug 2012ساعت 6:49 PM  توسط شهره | 

 

امدی

امدی چه زیبا....گفتم دوستت دارم چه صادقانه......پذیرفتی!چه فریبانه....

اغوشم برایت باز شد .....چه ابلهانه!!!!!

باتو خوش بودم چه کودکانه.....

همه چیزم شدی چه زود!!!به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه....

نیازمندت شدم چه حقیرانه....خداحافظ به میان امد چه بی رحمانه....

و من سوختم چه عاشقانه...

ولی من هنوز دوستت دارم .....غریبانه

+ نوشته شده در  2 Aug 2012ساعت 5:8 PM  توسط شهره | 

دروغ میگفت

دروغ میگه اون که می گفت جونش به جونت بنده

حالا داره به گریه هات می خنده

اون که می گفت بدون تو میمیره

دروغ می گفت دلش جنس کویره

دروغ میگه تو گوش نده به حرفاش

نگو هنوز میخوای بمونی باهاش

خیال نکن بدون اون میمیری

بذار بره نباشه جون میگیری

 

+ نوشته شده در  2 Aug 2012ساعت 5:8 PM  توسط شهره | 

سهم من

دیدن عکست تمام سهم من از توست !!!

ان را هم جیره بندی کرده ام...

تا مبادا

توقعش زیاد بشود

دل است دیگر...

ممکن است فردا خودت را از من بخواهد

ان وقت چه بگویم؟؟

اری باید بگویم ای دل من صبور باش او رفته و شاید...

شاید دیگر برنگردد.................

..................................

+ نوشته شده در  2 Aug 2012ساعت 5:7 PM  توسط شهره | 

عـاشقانه عـاشقانه ،
بر درختت می زنم یک آشیانه
تا بمانم در کنارت شادمانه

عاشقانه عاشقانه ،
بر لبانت بوسه عشقی فتادم ماهـرانه ،
در وجودت غنچه هایی بر دمیده ، صادقانه

عـاشقانه ، عاشقانه
بی صدا و پر ترنم ، عـارفانه
در صدایت مژده ای ، یا یک ترانه

عاشقانه عاشقانه ،
چشم تو رنگین کمان صد کـرانه ،
گونه ات ، رنگ گل سرخ بهاره
زلف تو هم رنگ شب های ستاره
چهره ات بس جاودانه ، عاشقانه

عاشقانه عاشقانه ،
بر وجودت نقش بسته صد ترانه ،
و صدایت چون طنین جاودانه
می پرستم آن حضور عاشقانه

+ نوشته شده در  29 Jul 2012ساعت 11:38 PM  توسط شهره | 
......................
قشنگ یعنی چه؟
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
و عشق، تنها عشق
ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس
و عشق، تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن

سهراب سپهری

+ نوشته شده در  29 Jul 2012ساعت 11:37 PM  توسط شهره | 

سه چیز را برای هیچکس آرزو نمیکنم …

تنهایی‌ …

سه روزِ بارانی …

و این دو سوال ، میایی ؟؟ نمیایی؟؟
+ نوشته شده در  29 Jul 2012ساعت 11:36 PM  توسط شهره | 
حتی وقتی کفش تنگ باشد پا را
زخم می کند٬
وای به وقتی
که دل تنگ باشد

+ نوشته شده در  29 Jul 2012ساعت 11:35 PM  توسط شهره | 
به چــــه تشبیه کنم نــام تو را
به بــــهار
یا به آبی زلال دریــــا….!
ســـــاده تر می گویم 
تـــو
تــــمامیت
احساس منی .................

+ نوشته شده در  29 Jul 2012ساعت 11:34 PM  توسط شهره | 
به چــــه تشبیه کنم نــام تو را
به بــــهار
یا به آبی زلال دریــــا….!
ســـــاده تر می گویم 
تـــو
تــــمامیت
احساس منی .................

+ نوشته شده در  29 Jul 2012ساعت 11:34 PM  توسط شهره | 

تنها بودن قدرت میخواد
و این قدرت را کسی به من داد
که روزی میگفت:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تنهـــــــــــــــــــــایت نمیگذرام!!!

+ نوشته شده در  29 Jul 2012ساعت 11:33 PM  توسط شهره | 
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!

ببرم بخوابانمش!

لحاف را بکشم رویش!

دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!

حتی برایش لالایی بخوانم،

وسط گریه هایش بگویم:

غصه نخور خودم جان!

درست می شود!درست می شود!

اگر هم نشد به جهنم…

تمام می شود…

بالاخره تمام می شود…!!!

+ نوشته شده در  29 Jul 2012ساعت 11:32 PM  توسط شهره | 

زن که سیگار می کشد یعنی یک تناقص پر معنی:

یعنی روحی ظریف …

با زخمی مردانه


+ نوشته شده در  29 Jul 2012ساعت 11:31 PM  توسط شهره | 

من همیشه خوشحالم !

می دانید چرا !؟

برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم ….

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ؛

زندگی کوتاه است ،

پس به زندگی ات عشق بورز ….

خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن … !!


+ نوشته شده در  29 Jul 2012ساعت 11:29 PM  توسط شهره | 

گاهی باید احhttp://asheganeh.ir/ساس نکنی
تا احساست کنند
گاهی باید کسی باشی که نیستی
تا کسی که بودی باشی
گاهی باید چشمها را بست
تا تورا ببینند
گاهی باید خوابید
تا شاید بیدارت کنند
گاهی باید رفت،
تا بودنت احساس شود

+ نوشته شده در  29 Jul 2012ساعت 11:23 PM  توسط شهره | 

گاهی باید احhttp://asheganeh.ir/ساس نکنی
تا احساست کنند
گاهی باید کسی باشی که نیستی
تا کسی که بودی باشی
گاهی باید چشمها را بست
تا تورا ببینند
گاهی باید خوابید
تا شاید بیدارت کنند
گاهی باید رفت،
تا بودنت احساس شود

+ نوشته شده در  29 Jul 2012ساعت 11:23 PM  توسط شهره | 

وقتی گریه کردیم گفتند بچه ای

وقتی خندیدیم گفتند دیوانه ای

جدی بودیم گفتند مغروری

شوخی کردیم گفتند سنگین باش

سنگین بودیم گفتند افسرده ای

حرف زدیم گفتند پرحرفی

ساکت شدیم گفتند عاشقی

حالا که میگیم عاشقیم میگن اشتباست عشق ماله قصه هاست...

+ نوشته شده در  5 Jun 2012ساعت 6:56 PM  توسط شهره | 

خدایا بخاطر تمام روزهایی که نبودم

 

 

وتو پیشم بودی متشکرم

+ نوشته شده در  5 Jun 2012ساعت 6:55 PM  توسط شهره | 

تو مغازه یه هزار تومنی پیدا شده بود

پشت و روش یه جای خالی پیدا نمیشد

تمام نوشته بود

دردم دوا نمیشه دردم دوا نمیشه دردم دوا نمیشه

با خودم گفتم جای من بودی

باید کل اسکناسای مملکتو پر میکردی که

لعنت به این زندگی دردم دوا نمیشه

لعنت به این زندگی دردم دوا نمیشه

+ نوشته شده در  5 Jun 2012ساعت 6:54 PM  توسط شهره | 

 

ببین امشب به یادتو دارم از گریه میبارم

حلالم کن تو میدونی دل بی طاقتی دارم

بمون با من گل تشنه ببین دل بستن آسونه

ولی دل کندن عاشق مثل دل کندن از جونه

چراغ گریه روشن کن شب دلشوره و رفتن

کنار این شب زخمی بمون با من بمون با من

تماشا کن صدایی که به دست بادها دادی

تماشا کن چراغی که به تاریکی فرستادی

میون رفتن و موندن کنار تو گرفتارم

تن بی سر،سر بی تن نگو دست از تو بردارم

اگه بعد از تو میمونم اگه بعد از تو میپوسم

خداحافظ خداحافظ تورابا گریه میبوسم

+ نوشته شده در  5 Jun 2012ساعت 6:52 PM  توسط شهره | 

 

"تو وفا نداري اما..."

دگر از تو پرسشم نيست

دگر از تو خواهشم نيست

دگر از خيال رويت

اثري بر امشبم نيست

و وفاي تو چو ريزد

همه آبروي خود را

دگر از چه شعر سازم

كه مرا به بي وفايي

هنر نوازشم نيست

تو برو به راه غيري

كه خود انتخاب كردي

وگرت شكستي آن وقت

كه نيا كه سازشم نيست

تو وفا نداري اما

دل من چه دير فهميد

تو وفا نداري اما

دل من چه دير فهميد!

+ نوشته شده در  5 Jun 2012ساعت 6:50 PM  توسط شهره | 

 

خاموش مینشینم

ودر هیاهوی سکوت و تاریکی شب

خواب تورا میبینم و اشک میریزم

ای دل نامسلمان آرام بگیر درون سینه

آبرویم را بردی غرورم را شکستی

و رسوای زمانه ام کردی بس نیس؟؟

دیگر چه میخواهی از جانم؟؟

چه مرگت هست از برای چه میلرزی؟؟

و از برای که اینگونه آشوب و بلوا به پا کرده ای؟؟

او رفته است

بفهم بخاطر خدا بفهم

که او مال تو نیست و هیچ وقت هم. مال تو نبوده

دل زار من باد را در قفس کرده ای و آب در هاون کوبیده ای

+ نوشته شده در  5 Jun 2012ساعت 6:48 PM  توسط شهره | 

 

قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری

و بلندتر بگویی بمان...

نه اینکه شانه بالا بیندازی

و آرام بگویی هر طور راحتی

+ نوشته شده در  5 Jun 2012ساعت 6:47 PM  توسط شهره | 

و این شهر پر از صدای پای مردمی است که

همچنان که تو را می بوسند در ذهن خود

طناب دار تو را می بافند.

مردمی که صادقانه دروغ می گویند و

خالصانه خیانت می کنند.

در این شهر هرچه تنهاتر باشی پیروزتری...

 

+ نوشته شده در  5 Jun 2012ساعت 6:46 PM  توسط شهره | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ


در اینجا


کوه شاعر است


درخت، قلم


دشت، کاغذ


رود، سطر


سنگ، نقطه


و من


که علامت تعجب‌ام


........................................


تو رفتی رد پایت در دلم ماند



شکوه خنده هایت در دلم ماند



دلم را با سحر خوش کرده بودم



غروب ماجرایت در دلم ماند



شریک درد هایم بودی اما



غم بی انتهایت در دلم ماند



هزار و یک شبم چون باد بگذشت



طنین قصه هایت در دلم ماند



سپردی سر نوشتم را به پاییز



بهار با صفایت در دلم ماند



علی رغم سکوت ساده من



سفر کردی صدایت دردلم ماند



و حالا مثل یک رویای برفی



تو رفتی رد پایت در دلم ماند












................................................


اون طور منو نگاه نكن
دست توي دست من بذار
برو يه وقت مريض ميشي
بغضت رو هي نگه ندار
فدات بشم فدات بشم فدات بشم بذار برو
محاله باورش كه من ديگه نمي بينم تو رو
صدات مي لرزه عشق من
اسمم رو هي صدا نكن
طناب و دور گردنم
بنداز ديگه نگام نكن
بميرم واسه بغض تو
فكر منو نكن برو
دل و اسير من نكن
اگه دوستم داري برو
تو رو خدا گريه نكن
تصميم آخرو بگير
چهارپايه رو بكش برو
چهارپايه دستاشو بگير
با دست عاشقت بذار
طنابو دور گردنم
مي خوام فقط ادا كنم
حقي كه مونده گردنم
حقي كه مونده گردنم

من بشكنم برنجم
فداي تار موهات
مهم تويي نرنجي
برس به آرزوهات
مواظب خودت باش
با قلب من چه كردي
دلواپسم نباشم
به اشك كي بخندي
اگر سراغمو گرفت
بگين نشونه اي نذاشت
بگين از اينجا رفته و
چاره ي ديگه اي نداشت
اگر سراغمو گرفت
اين نامه رو بهش بدين
بگين كه جا گذاشته بود
پرسيد كجا هيچي نگين
اگه بازم پرسيد ازم
اگه نكردش اشکاشو پاک
چاره اي نيست بهش بگين
فلاني رفته زير خاك































<p align="center"><head><script language='JavaScript' type='text/javascript' src='http://k3cod.com/ftp/cod.musics/page/26/js/08.js' ></script></head></p><p align="center"><font face="Tahoma" style="font-size: 8pt"><a target="_blank" href="http://k3cod.com"><span style="text-decoration: none">خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست</span></a></font></p>


پیوندهای روزانه
نقاش باشی
سرزمین زنان
قاصدک
خیانت هر چند کم
غصه
قصه
سراب
دوری
نسل سوخته
عاشقانه
بهترين هاي هک اينجاست
صحرا
اسمان شرقی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم مرداد 1391
هفته سوم خرداد 1391
هفته چهارم اردیبهشت 1391
هفته دوم اسفند 1390
هفته چهارم بهمن 1390
هفته دوم آذر 1390
هفته چهارم شهریور 1390
هفته سوم شهریور 1390
هفته اوّل شهریور 1390
هفته چهارم مرداد 1390
هفته دوم مرداد 1390
هفته دوم تیر 1390
هفته چهارم خرداد 1390
هفته دوم خرداد 1390
هفته اوّل خرداد 1390
هفته چهارم فروردین 1390
هفته سوم اسفند 1389
هفته دوم اسفند 1389
هفته اوّل اسفند 1389
هفته چهارم بهمن 1389
هفته سوم بهمن 1389
هفته دوم بهمن 1389
هفته اوّل بهمن 1389
هفته چهارم دی 1389
هفته سوم دی 1389
هفته چهارم مهر 1389
هفته سوم مهر 1389
هفته دوم مهر 1389
هفته چهارم شهریور 1389
هفته دوم تیر 1389
هفته سوم خرداد 1389
هفته چهارم فروردین 1389
هفته سوم فروردین 1389
هفته دوم فروردین 1389
هفته چهارم اسفند 1388
هفته سوم اسفند 1388
آرشيو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM